صبحي الصالح ( مترجم : محمد مجتهد شبسترى )
62
مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى )
به خواندن و نوشتن داشت گر چه قرآن را ساخته و پرداختهء بشر مىدانست . پيامبر گاهى كنار دكان اين مرد توقف مىكرد و به تماشاى صنعتگرى او مىپرداخت آرى همين مقدار از رابطه را اين دسته از اعراب كافى دانستند كه بگويند : إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ . يعنى قرآن را يك بشر به محمد تعليم مىدهد . ولى درست همين نسبت نابجا اين فرصت را فراهم مىكند كه قرآن اين پندار پريشان را همانطور كه انتظار مىرفت با اين پاسخ واضح و مؤثر رد كند كه : لِسانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ ( النحل - 103 ) زبان كسى كه اينان مىگويند قرآن از او گرفته شد ، غير عربى است در حالى كه قرآن به زبان عربى واضح است . وقتى اين حربه نيز ، با اين بيان قرآنى سست شد و آنان دريافتند كه نمىشود هيچ كس را معلم محمد معرفى كرد ، به ادعاى مجهولات ديگرى پرداختند و گفتند : وَ قالُوا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ اكْتَتَبَها فَهِيَ تُمْلى عَلَيْهِ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا . ( فرقان - 5 ) اين افسانههاى پيشينيان است كه او رونويسى كرده و هر صبح و شام ( اين افسانهها را ) براى او املاء ميكنند . با اين ادعاى مبهم كه در آن روز صورت گرفت ، اين راه هموار شد كه بعدا عدهاى از تحصيل كردههاى غير معتقد به خدا و وحى ، در اين صدد برآيند كه به عقيدهء خود ، فردى را كه اين حقايق والاى دينى و تاريخى را به محمد املاء كرده پيدا كنند . برخى گفتند اين فرد راهبى بود به اسم « بحيرا » كه در عقايد توحيدى از « ازيوس » پيروى مىكرده است . و پيامبر در كودكى كه با عمويش ابو طالب به شام سفر كرده بود در بازار « بصرى » با اين راهب ملاقات